تبليغاتX
۞ ღ઼ღ઼ شاهد شیدا ღ઼ღ઼ ۞

منطق شهيد

منطق شهيد، يعنى منطق كسى كه براى جامعه خودش پيامى دارد و اين پيام را جز با خون، با چيز ديگرى نمى‏خواهد بنويسد. خيلى‏ها پيام خود را روى سنگها نوشتند و پيامشان از آن سنگ نوشته‏ها تجاوز نكرد، ولى امام حسين (عليه السلام) پيام خونين خود را روى صفحه لرزان هوا ثبت كرد، ولى چون توأم با خون و رنگ قرمز بود، در دلها حك شد، آن چنان كه ديگر محو شدنى نيست.اساسا امام (عليه السلام) از روزى كه از مدينه حركت مى‏كرد، مهاجم بود. همان موقع در وصيت نامه‏اش به محمد بن حنفيه مى‏نويسد: «اين ما خرجت أشرا و را بطرا و لا مفسدا و لا ظالما انما خرجت لطلب الاصلاح فى أمة جدى أريد أن آمر بالمعروف و أنهى عن المنكر». در اين نامه نه سخن از بيعت خواستن است، نه نامى از دعوت مردم كوفه، و با اين حال، بحث قيام، آن هم قيام، آن هم قيام اصلاح‏طلبى، مطرح شده است.

در اين منطق، امام حسين (عليه السلام) كارهايى كرده كه جز با منطق شهيد، با منطق ديگرى قابل توجيه نيست!، زيرا در منطق دفاع، بايد مثلا هنگامى كه شب عاشورا بيعت را بر مى‏دارد و يارانش نمى‏روند، آنها را مجبور به رفتن كند و بگويد: شرعا جايز نيست كه شما اين جا كشته شويد؛ در حالى كه پس از اعلام آمادگى آنها، براى ايشان دعاى خير مى‏كند، و حتى در همان شب عاشورا «حبيب بن مظاهر اسدى» را مى‏فرستد تا از قبیله«بنى اسد» چند نفر ديگر را بياورد. مگر اضافه شدن چند نفر ديگر در برابر لشكر چندين هزار نفرى چه سودى دارد؟
پاسخ اين است كه در منطق شهيد و انقلابى هر چه كه اين موج، بيشتر وسعت و گسترش يابد و هر چه خون بيشترى ريخته شود بهتر است‏.
آری؛ پیداست که حضرت، از ابتدای حرکت خویش اهداف و پیام روشنی داشته اند و برای ابلاغ آن به کل مخاطبان خویش در تاریخ اقدام نموده اند.

خلاصه آثار شهيد مطهرى، دفتر دوم «سيرى در سيره معصومين عليهم السلام»       http://yadavar.blogfa.com 



موضوع (( ۞ .. سیدالشهدا .. ۞))

به نگارش شاهد شیدا در ساعت 7:14 | لینک ثابت

طبیعت انسان

جان آدمي نظير يك تُنگ خالي نيست كه هر چه بريزيد بپذيرد.اگر در اين تنگ خالي عسل بريزيدجادارد و مي‌پذيرد ، سمّ بريزيد هم جا دارد،شما اگر يك ذرّه سمّ يا غذاي مسموم به یک كودك بدهيد بالا مي‌آورد ، براي اينكه اين دستگاه گوارش مثل تُنگ خالي نيست كه هر چه به او بدهيد بپذيرد. اين حرفي براي گفتن دارد مي‌گويد من چيزي را قبول مي‌كنم كه با طبيعتِ من سازگار باشد.
اگر خداي ناكرده يك روحاني و یا هر بیان کننده معارف، ظاهرش با باطنش دو گونه باشد،و برای دنيای خود بخواهد تبليغ كند وخودش را نشان بدهد ، مردم بالا مي‌آورند ، بالا مي‌آورند يعني حرف كسي را گوش نمي‌‌دهند،باید طوری حرف بزنيم كه با فطرت هماهنگ باشد و اين جان كندن مي‌خواهد،جان كندن نه تنها در عالم شدن است آن قدر انسان بايد طيّب و طاهر باشد كه فقط عطر بريزد تا جامعه بپذيرد.
از بیانات آیت الله جوادی آملی(حفظه الله) 


موضوع (( ۞ .. معرفتی .. ۞))

به نگارش شاهد شیدا در ساعت 0:28 | لینک ثابت

تربیت کودک

از مهمترین برهه های زندگی انسان که میتوان از آن یاد کرد دوران کودکی اوست.

در تربیت کودک، قبل از اين كه با عادات و رسوم ديگر آشنا شود، بايد او را با تربيت و آداب صحيح كه «صبغه الهي» است رنگين كنيم و نگوييم كودك است و بايد بازي كند و هرچه خواست بگويد. بلكه بگوييم بازيِ صحيح بكند و حرفِ خوب، ياد بگيرد.

 اگر دستور ديني اين است كه اولين سخني كه كودك مي شنود اذان در گوش راست و اقامه در گوش چپ او باشد، براي آن است كه فطرت كودك واقعاً اين حرفها را مي فهمد!!

- مبادی اخلاق در قرآن ، ص145-146              http://yadavar.blogfa.com/


موضوع (( ۞ .. معرفتی .. ۞))

به نگارش شاهد شیدا در ساعت 22:43 | لینک ثابت

فرصت رمضان


چنین نیست که انسان بگوید در ماه مبارک رمضان، حرفها را می شنوم و بعداً عمل می کنم.
 اگر فعلاً عمل نشود، بعداً هم عمل نخواهد شد؛ چون زمانهای دیگر، آن قدرت را ندارند که با ماه مبارک رمضان، در کسب و تامین توفیق انسان، رقابت کنند.

- حکمت عبادات، ص176         http://yadavar.blogfa.com/


موضوع (( ۞ .. معرفتی .. ۞))

به نگارش شاهد شیدا در ساعت 8:35 | لینک ثابت